احترام به افکار دیگران

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

موریسون و همکاران (1993) دریافتند که تعامل موثر بین خانواده ، معلم و دانش آموزان مدرسه باعث می شود که تا 67% دانش آموزام به اهداف تحصیلی و تربیتی دست یابند و تغییرات به دست آمده نیز از پایداری بالایی برخوردار است . بخشش ، صفا ، یکرنگی ، گذشت و بذله گویی از رفتارهای موثر معلم در ترغیب دانش آموزان به بروز رفتارهای سازنده و منضبط به شمار می روند (شاهمرادی ، 1378 ) .

  بدين ترتیب آموزش رکن اصلی در فرهنگ پذيری و نیز فرهنگ سازی در يک جامعه است همانگونه که توسعه آموزشی در الگوی هرمی توسعه، که دارای يک قاعده و سه وجه می باشد، در قاعده اين الگوی هرمی قراردارد و هريک از ديگر ابعاد توسعه يعنی توسعه اجتماعی فرهنگی، توسعه علمی صنعتی و توسعه اقتصادی وابستگی بنیادی به توسعه آموزشی دارند بر اساس مطالب عنوان شده روشن می گردد که عناصر فرهنگی جديد می بايست بر اساس اصول بنیادين و بومی هر فرهنگ در افراد جامعه درونی شوند و اين دقیقا همان فرايندی است که می بايست در زمینه تحقیق و پژوهش بر اساس نظرسنجی در جامعه امروز ايران برايش برنامه ريزی جامع صورت گیرد. البته شايان ذکر است که يکی از مسائل اساسی که در ارتباط با نظر سنجی مطرح می باشد، بحث " اعتمادسازی"در جامعه به عنوان اصل مهم در تقويت همکاريها و مشارکتهای مدنی است. چرا مردم از نظر سنجی به عنوان امری بیهوده ياد می کنند و پذيرای شرکت در نظر سنجی ها نمی باشند؟ به نظر می رسد که علت را بايد در ضعف تلاش و کوشش در جهت جلب اعتماد مردم جستجو کرد، مردم بايستی به اين باور برسند که ابراز نظرات و عقايدشان در بهتر شدن کیفیت معیشت و زندگیشان نقش خواهد داشت و شرايط بهتری را برای آنها فراهم خواهد آورد. بر اين اساس است که با رويی گشاده و آزادانه در نظر سنجی ها مشارکت نموده و از اينکه در تصمیم گیرهای خرد و کلان نقش دارند احساس رضايت و خوشنودی می نمايند.

احترام به افكار و فرهنگ یكدیگر

قرآن كریم ضمن تكریم و احترام به پیامبران و كتب آسمانى سابق، آنها را تصدیق مى‏كند . حدود بیست آیه قرآن كریم در تصدیق و تایید تورات و انجیل است. اساسا این سنت الهى است كه هر پیامبرى، پیامبر پیشین را تایید و هر كتاب آسمانى، كتاب آسمانى سابق را تصدیق مى‏نماید (ناگفته نماند تایید تورات و انجیل از سوى قرآن كریم، به معناى تایید تورات یا انجیل فعلى نیست؛ چون دست تحریف آن دو را در امان نداشته است

«إِلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْكُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّیَبْلُوَكُمْ فِی مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ

و كتاب آسمانى(قرآن) را به ‏راستى و درستى بر تو نازل كردیم كه همخوان(مصدق) با كتاب‌هاى آسمانى پیشین و حاكم بر آنهاست. پس در میان آنان بر وفق آنچه خداوند نازل كرده است، داورى كن

قرآن كریم از مسلمانان مى‏خواهد كه كافران را دشنام و ناسزا ندهند؛ چه این كه آنان نیز در مقابل و از روى دشمنى به خدا ناسزا مى‏گویندو نیز از مؤمنین مى‏خواهد با كسانى كه دین شما را به ریشخند و بازى گرفته‏اند، دوست نشوند

احترام گذاشتن در سيره و روايات

در احاديث پيرامون چگونگي احترام نهادن پيامبر اكرم (صلي الله عليه) به مردم و مظاهر آن نكات جالبي بيان شده است كه به طور خلاصه مي توان گفت : آن حضرت به هيچ كس با انگشت خود اشاره نمي كرد بلكه با تمام دست اشاره فرمود : هر گاه كسي در كنارش نشسته بود و با ايشان سخن مي گفت تنها چهره اش را به سوي او برنمي گرداند بلكه با تمام بدن به او رو رو مي كرد . وقتي با كسي دست مي داد تا طرف مقابل دست خود را نمي كشيد آن حضرت اقدام به اين كار نمي كرد هر گاه يكي از اصحابش برآن حضرت وارد مي شد به احترام او بر مي خاست و رداي خود را برايش پهن مي كرد و براي كسي كه به حضور ايشان مي رسيد جامه اش را مي گستراند تا بر آن بنشيند و متكاي خود را به او مي داد . نگاههاي خود را ميان مردم به تساوي تقسيم مي كرد هر گاه سواره بود اجاره نمي داد كسي پياده همراهش برود و او را در كنار خود بر مركب سوار مي كرد . درحديث آمده است كه مردي وارد مسجد شد و پيامبر در آنجا تنها نشسته بود با ورود او پيامبر برايش جا باز كرد . مرد گفت اي رسول خدا ! جا باز است پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند : يكي از حقوق مسلمان بر مسلمان اين است كه چون ديد قصد نشستن نزد او را دارد برايش جا باز كند .

در روايات هم احترام گذاردن به ديگران يكي از حقوقي مسلمانان و افراد در اجتماع بيان شده است كه هر فردي بايد ان را عمل كند . به طوري كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در اين زمينه مي فرمايند :

ليسَ مِنّا لَمْ يُوَفَّرْ كبيرِنا وَ لَمْ يَرْ حَمْ صغيرِنا

كسي كه بزرگ ما را احترام و كوچك ما را رحم نكند از ما نيست 

فواید احترام به افکار دیگران

برای داشتن این فضیلت اخلاقی، باید نکاتی را دانسته و مهارت هایی را در خود پرورش دهیم که جز  با ممارست و سعه صدر امکان پذیر نخواهد بود:

اساسا تفاوت در افکار به معنای تضاد در افکار نیست؛ بدین معنا که وقتی افکار شما مغایر با افکار دیگران است، به معنای تضاد داشتن یا برخلاف هم بودن آن افکار نیست، بلکه تفاوت ها می‌توانند به منزله قطعات متفاوت یک پازل، تکمیل‌کننده یک تصویر کامل از موضوع باشند، اگر هوشمندانه کنار یکدیگر چیده شوند.

احترام به افکار دیگران به معنای پذیرش، تصدیق و تایید افکار آنان یا همنوایی و همرایی با آنان نیست.

احترام به افکار دیگران مساوی با بی‌احترامی به دیدگاه و افکار خود محسوب نمی‌شود. اگر شما به افکار دیگران احترام بگذارید،  به این معنا نیست که برای افکار خود ارزش قائل نیستید.
با احترام به افکار دیگران، زمینه مورد احترام  قرار دادن افکار خود توسط دیگران را فراهم می‌کنید.

مهارت های لازم برای احترام به افکار دیگران

از سوی دیگر مهارت هایی را باید برای احترام به افکار دیگران بیاموزیم و در رفتار خود نشان دهیم که عبارتند از:

تقویت مذاکره

تقویت مهارت‌های چالشی و مذاکره، تبادل‌نظر و بحث و تحلیل منطقی از مهارت هایی است که باید مد نظر قرار داد.

پذیرش یا رد موضوع با استدلال: پذیرش یا رد بدون استدلال و منطق  افکار دیگران مانع از احترام به افکار دیگران می‌شود.

 

مهارت تحمل در شنیدن افکار و نظرات دیگران

 این مهارت به ما کمک می‌کند که بدون سوگیری نسبت به دیدگاه دیگران، افکارشان را بشنویم و بررسی کنیم.

مهارت گوش کردن موثر

در گوش کردن موثر ما به دنبال پیدا کردن اشتباهات یا نقطه ضعف‌های افکار دیگران نیستیم، بلکه تلاش می‌کنیم تا محتوا و جانمایه افکارشان را بدون پیشداوری و با دقت و تمرکز بشنویم.

مهارت انتقادپذیری و انتقاد کردن صحیح

به گونه‌ای که دو طرف بدون ترس و ملاحظه‌گری بتوانند انتقاد کرده و یا انتقاد دیگران را بشنوند و بدون تلاش برای دفاع زودهنگام از افکار خود به دنبال آموزه‌های درست در سخن منتقدان خود باشـــند تا در صــورت امکان به اصلاح افکار خود بپردازند.

مهارت یادگیری

 در هنگام سکوت و شنیدن افکار دیگران، موارد زیادی وجود دارد که شما به آنها توجه نداشته‌اید و اگر بتوانید با احترام به افکار دیگران برخورد کنید، در خواهید یافت که می‌توانید از این طریق، دانسته و آگاهی‌های خود را افزایش دهید.

 

مهارت مثبت‌نگری

 به طور کلی تمامی فضیلت‌های اخلاقی برای نهادینه شدن در رفتار ما نیاز به تفکر مثبت دارند. با داشتن نگرش مثبت به همه چیز شما می‌توانید حتی در سرسخت‌ترین شرایط و در مواجهه با افراطی‌ترین تفکرات که با افکار شما در تضاد هستند، آرامش و تمرکز خود را حفظ کرده و از جبهه‌گیری و بروز رفتارهای متعصبانه و افراطی در خود اجتناب ورزید. از سوی دیگر تفکر مثبت حالتی آرامش‌دهنده ایجاد می‌کند که باعث می‌شود طرف مقابل هم به تدریج مواضع خود را متعادل‌تر کند.

آزادى فكر و اندیشه و انتخاب راه:

یكى از پیش‏فرض‌هاى گفت و گو، قبول آزادى فكر و اندیشه است. هیچ یك از طرفین گفت و گو نمى‏تواند عقاید و افكار خویش را به دیگرى تحمیل كند. در قسمتى از آیات قرآن كریم، این اصل تعقیب شده است كه اساسا طبیعت اعتقادات قلبى و مسائل وجدانى به گونه‏اى است كه اكراه و اجبار بر نمى‏دارد . اگر فردى به حكم اجبار و فشار، معتقدات و دستورات یك مذهب را در ظاهر بپذیرد، هرگز دلیل آن نیست كه او در قلب و وجدان خویش آن را پذیرا گشته است:

«لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ»12؛ در دین اكراه راه ندارد؛ چرا كه راه از بیراه به روشنى آشكار شده است.

«وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَكُونُواْ مُؤْمِنِینَ»13؛ اگر پروردگارت مى‏خواست تمامى اهل زمین(بدون این ‏كه اختیارى داشته باشند) ایمان مى‏آوردند، پس آیا تو مردم را به اكراه وا مى‏دارى تا این كه مؤمن شوند؟!

منطق آزادى فكر و اندیشه در عملكرد و روش پیامبر اكرم و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) وجود داشت. پیامبر اسلام با نصاراى نجران به گفت و گو پرداخت . آنان از پذیرش حق خوددارى كردند. در نهایت در مورد مباهله (درخواست از خدا براى رسوایى دروغگو) توافق نمودند.14

در روایات اسلامى وارد شده است كه وقتى پاى مباهله به میان آمد، نمایندگان مسیحیان نجران از پیامبر خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود مشورت كنند. بالاخره از اقدام به مباهله خوددارى كرده، حاضر به مصالحه شدند و شرایط ذمه را پذیرفتند.15 پذیرش شرایط ذمه و مصالحه از سوى پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) و نه اجبار آنان به اسلام یا جنگ با آنان یا مباهله و نفرین آنان، نشان‏دهنده روحیه منطقى و آزاداندیشى آن حضرت است.

سیره امام صادق (علیه‌السلام) مبتنى بر بحث و گفت و گو با گروه‏هاى غیر مذهبى؛ مثل ملحدین، مشركین و دهریون و نیز گروه‏هایى از اهل كتاب بود. امام با این افراد، برخوردى حكیمانه همراه با حلم و صبر داشت. ادعاها و ادله آنها را با متانت و صبورى مى‏شنید و از ادله خود خصم براى رد مدعاى آنان و اثبات اعتقادات اسلامى استفاده مى‏كرد (در اصطلاح منطق به آن، «جدل‏» گفته مى‏شود). مهمترین ابزار امام صادق (علیه‌السلام) در برخورد با این گروه‏ها همان اخلاق معنوى و روحیه بردبارى و گفت و گوى مسالمت‏آمیز بود كه سرانجام مخاطب را به تسلیم وادار مى‏كرد و كار به جایى مى‏رسید كه زبان به ستایش و مدح امام مى‏گشود

 احترام به عقايد و مقدسات ديگران در قران

 در ایات 106 و107 سوره انعام خدا با پیامبر اسلام راجع به مشرکین رهنمود میدهد.سپس در ایه 108 همه مسلمانان را مورد خطاب قرار میدهد

وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ ﴿۱۰۷﴾ 

فولادوند: و اگر خدا مى‏خواست آنان شرك نمى‏آوردند و ما تو را بر ايشان نگهبان نكرده‏ايم و تو وكيل آنان نيستى

مکارم: اگر خدا مي‏خواست (همه به اجبار ايمان مي‏آوردند و هيچ يك) مشرك نمي‏شدند و ما تو را مسئول (اعمال) آنها قرار نداديم و وظيفه نداري آنها را مجبور (به ايمان) سازي.

وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ﴿۱۰۸﴾ 

فولادوند: و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد 

لذا وقتی با مشرکین اینگونه وظیفه داریم که عقاید ومقدساتتشان را دشنام ندهیم و توهین نکنیم به طریق اولی نسبت به مقدسات ادیان الهی ونیز اهل سنت نیز باید از اهانت بپرهیزیم .چرا که اگر باب خلیفه کشی باز شد مقدسات ماهم از جانب انها مورد اهانت قرار خواهد گرفت.

تفاوت تفکر و عقیده

تفکر عبارت است از به کارگیری نیروی عقل برای یافتن حقایق . از این رو، باید فکر، کاملا آزاد باشد تا بتواند به حقیقت دست پیدا کند و این همان چیزی است که اسلام با خطابهایی چون «افلا تتفکرون » بر آن تاکید و اصرار فراوانی دارد . به علاوه، اسلام با هر چیزی که فکر انسان را در بند می کشد و از حرکت آزادانه آن جلوگیری می کند، مانند تقلید کورکورانه، جهالت، پیروی از هوا و هوس و افرادی که افکار را منحرف می کند، بشدت مبارزه می کند.

اما عقیده عبارت است از باور انسان نسبت به یک حقیقت . از آنجاکه در هر زمینه ای، حقیقت نمی تواند بیش از یک چیز باشد، فقط یک باور می تواند صحیح باشد . بنابراین، تایید و آزادی همه باورها، با هیچ حقیقتی سازگاری ندارد . باور و عقیده صحیح در زمینه حقایق اصلی هستی از سوی پروردگار متعال برای بشر بیان شده است تا او راه صحیح زندگی را پیدا کند و از حیرت و سرگردانی نجات یابد . بنابراین، تمام تلاش اسلام آن است که صحت عقیده خاصی; یعنی همان عقیده الهی و توحیدی را ثابت کند; زحمات گوناگون انبیا نیز در همین جهت، صورت گرفته است . اگر اسلام بگوید انسانها در پذیرش هر عقیده ای آزاد و مجازند، معنایش این است که اسلام همه عقاید - حتی عقاید مخالف با توحید - را صحیح می داند و این، تناقضی آشکار است; درست مانند آن که یک استاد ریاضی با تلاش فراوان ثابت کند که جواب صحیح فلان مساله فقط جواب «الف » است و آنگاه بگوید: شما آزاد هستید هر جواب دیگری را هم به عنوان جواب صحیح انتخاب کنید . تناقض در این دو گفتار کاملا روشن است . بنابراین، اگر کسی هر جواب دیگری غیر از «الف » را انتخاب کند، هیچ گاه مورد قبول و پذیرش قرار نخواهد گرفت .

بر همین اساس است که قرآن می فرماید:

«ان الدین عند الله الاسلام » (5) یعنی: همانا دین در نزد خداوند، اسلام است .

و می فرماید:

«و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین »

یعنی: هر کس غیر از اسلام دینی را برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود .

و آیات فراون دیگری که مؤید این مطلب است .

باور انسان، عملی اختیاری برای انسان نیست تا منع و تجویز یا آزادی و عدم آزادی به خود آن تعلق بگیرد; مثلا نمی توان گفت: «فهم فلان مطلب ممنوع است و هیچ کس حق ندارد آن را بفهمد و باور کند» ; اما اگر آن مطلب واقعا اشتباه است، می توان اشتباه بودن آن را با مقدمات علمی و منطقی ثابت کرد تا افراد، خود به بطلانش پی ببرند و از پذیرش آن دست بردارند .

«آنچه مورد منع یا جواز قرار می گیرد، اعمالی است که عقیده، انسان را ملزم می کند به آنها پایبند باشد; مانند دعوت دیگران به آن عقیده و قانع کردن مردم برای پذیرش آن و یا نوشتن و منتشر کردن آن عقیده و یا تلاش برای از بین بردن عقاید و اعمالی که مخالف با آن عقیده است . اینگونه امور است که قابلیت منع یا جواز را دارد .»

با توجه به تفاوت تفکر و عقیده، می توان به تفاوت آزادی در این دو مورد پی برد . مرحوم شهید مطهری در این باره چنین نوشته است:

«فرق است میان آزادی تفکر و آزادی عقیده . آزادی تفکر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد . این استعداد بشری حتما باید آزاد باشد . پیشرفت و تکامل بشر در گروی آزادی است; اما آزادی عقیده خصوصیت دیگری دارد و می دانید که هر عقیده ای ناشی از تفکر صحیح و درست نیست . منشا بسیاری از عقاید یک سلسله عادتها و تقلیدها و تعصبهاست . عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست که به عکس، نوعی انعقاد اندیشه به حساب می آید; یعنی فکر انسان در چنین حالتی به عوض این که باز و فعال باشد، بسته و منعقد شده است و در اینجاست که آن قوه مقدس تفکر به دلیل این انعقاد و وابستگی در درون انسان، اسیر و زندانی می شود . آزادی عقیده در معنای اخیر، نه تنها مفید نیست; بلکه زیانبارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد . آیا در مورد انسان که یک سنگ را می پرستد، باید بگوییم چون فکر کرده و به طور منطقی به اینجا رسیده و نیز به دلیل این که عقیده محترم است، پس باید به عقیده او احترام بگذاریم و ممانعتی برای او در پرستش بت ایجاد نکنیم، یا باید کاری کنیم که عقل و فکر او را از اسارت این عقیده آزاد کنیم; یعنی همان کاری را بکنیم که ابراهیم خلیل ا ... کرد ... در اینجا قرآن اصطلاح بسیار زیبایی به کار می برد و می گوید: «فرجعوا الی انفسهم » این مناظره سبب شد که بت پرستان به خود بازگردند . حالا کار حضرت ابراهیم را چگونه تفسیر کنیم، آیا کاری که ابراهیم علیه السلام کرد بر خلاف آزادی عقیده به معنای رایج آن بود که می گوید: عقیده هر کس باید آزاد باشد یا آن که در خدمت آزادی عقیده به معنای واقعی آن بود . اگر حضرت ابراهیم می گفت چون این بتها مورد احترام میلیونها انسان هستند، پس من هم به آنها احترام می گذارم; یعنی درست همان چیزی را ابراز می کرد که اکنون عقیده ای بسیار رایج است، آیا کار درست و صحیحی انجام داده بود؟ از نظر اسلام این اغرای به جهل است; نه خدمت به آزادی .»

بنابراین اگر مقصود از آزادی عقیده این است که افراد در معارف اصلی و اساسی دینی آزاد باشند و خود را ملزم به عقیده و آرمانی نکنند و اهل دیانت در قبال انحراف بی تفاوت باشند، در نادرستی آن تردیدی نیست; زیرا اسلام دعوت به توحید می کند و شرک و بت پرستی با توحید ناسازگار است . این نوع آزادی با توحید که اساس همه ادیان الهی است در تضاد و تعارض می باشد . اگر مقصود این است که چون عقیده پدید آمده یک ادراک تصدیقی در ذهن انسان است و یک عمل اختیاری نیست که منع آن ممکن باشد، یا کسی را برای پذیرفتن آن اجبار کرد، سخن درستی است . از این رو، اسلام در عین حال که برای ایمان آوردن انسانها اهمیت قائل است، برای پذیرفتن آن، کسی را الزام و اجبار نمی کند و اجبار را مفید فایده نمی داند و اگر کسی عقیده ای را پذیرفت، او را مجبور نمی کند تا از عقیده خود دست بردارد . دین مبین اسلام کسی را به خاطر عقیده اش مورد تعقیب و آزار قرار نمی دهد . از سوی دیگر، آزادی عقیده طبق این تفسیر به این معنا نیست که اسلام نسبت به هر عقیده ای بی تفاوت باشد . آنچه در اسلام مطرح است مجبور نکردن و در نهایت فراهم کردن فرصت و برقراری امنیت برای ابراز عقاید مخالف و موافق است و این غیر از تایید کردن و بی تفاوت بودن است . ممکن است هم آزادی ابراز عقیده وجود داشته باشد، هم بتوان برای آگاهی و ارشاد مردم از تمام روشهای تبلیغی استفاده کرد .

 

نتیجه گیری

در برخي طبقات اجتماعي تحكم، اجبار و زور حاكم است و برخي ديگر با استدلال با دانش آموزان خود رفتار مي‌كنند در نتيجه طبقه اجتماعي، اطرافيان، تحصيلات والدين و... در اينكه افراد آراي مخالف را پذيرا باشند و با استدلال بپذيرند به سوابق شخصيتي فرد برمي‌گردد

هر چه دانش آموزان در مدرسه  با سركوفت، استبداد رأي، پرخاشگري، نگرش تك بعدي پرورش يابند در تحمل آرا، افكار و عقايد ديگران در سطح مدرسه و جامعه با مشكلات بيشتري روبه‌رو هستند.

هنگامي كه دانش آموزی تك بعدي و متعصبانه مي‌نگرد و حرف خود را مبنا قرار مي‌دهد و ديگران را سركوب مي‌كند او توانايي پذيرش عقايد مخالف را ندارد و اين موضوع مربوط به شخصيت پرورش يافته وي مي‌شود.

معلمان و والدين وظيفه دارند به فرزندان و دانش آموزان  خود آزادمنشي و آزاد انديشي را بياموزند و به آنها تحمل آراي مخالف را آموزش دهند و به اظهار نظرها، عقايد و افكار كودكان و جوانان احترام بگذارند و اگر با عقايد آنها مخالف هستند مسئله را استدلال كنند. بنابراين به طبقه اجتماعي افراد بستگي دارد.

 

منابع و ماخذ

1-آرنولد، سیرتوماس؛«تاریخ گسترش اسلام» ترجمه ابوالفضل عزتی، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، دی ماه 1358 ش.

  2-آمدی عبدالواحد بن محمد تمیمی، « غررالحکم و دررالکلم » ، ترجمه آقا جمال خوانساری، تحقیق و تنظیم، سید جلال الدین محدث ارموی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1361.

 3- آیتی، حمید؛«آزادی عقیده و بیان به همراه دو نوشته حقوقی دیگر»، انتشارات فردوسی، زمستان، 1373، نوبت چاپ، اول.

  4-    ابراهیم حسن، حسن؛« تاریخ سیاسی اسلام»، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، چاپ چهارم، 1360.

  5-    ابن فارس، حسین احمد؛«معجم مقایس اللغه»، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، مکتب الاعلام الاسلامی، تهران، 1404.

  6-     ابن منظور الغریضی المصری؛«لسان العرب» ،  چاپ دارالصادر، بیروت، چاپ اول 1997.

  7-    اسحاقی، سید حسین، « آزادی بیان در اسلام» مجله رواق اندیشه، ش24، آذر1382

  8-    اسحاقی، سید حسین؛ «آزادی عقیده در اسلام»، مجله رواق اندیشه ی، ش29.اردیبهشت 1383

 

9-    اسحاقی، سید حسین؛ «آزادی معنوی در اسلام»، مجله رواق اندیشه ، شماره 27.اسفند1382

  10-   امام خمینی، روح الله؛«صحیفه نور»، تهران، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1372 ش.

11-              امام خمینی؛«تحریر الوسیله»، مؤسسه مطبوعات دارالعلم قم، چاپ نهم، 1380.

 


برچسب‌ها: آموزش و پرورش, دانش آموزان, احترام, افکار
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:45
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها