افزایش روحیه انتقاد پذیری به منظور تحمل افکار دیگران

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

ضرورت انتقاد پذیرى

 آیا از انتقادهایی که با آنها روبرو می شوید به عنوان ابزاری برای پیشرفت واصلاح خود استفاده می کنید؟ و یا بالعکس واکنش غیر متخصصانه از خود نشان می دهید؟ آیا به موقعیتی هایی که می توانید به نحو احسنت از آنها برای رشد و تعالی خود استفاده کنید به دیده ی تردید می نگرید؟
شکی نیست که پذیرش و هضم انتقاد کار دشواریست، حتی اگر منتقد در نهایت حسن نیت و درستی به اظهار نظر بپردازد. قبول کردن حرف های کسی که اشتباهاتتان را به شما گوشزد می کند امر خوشایندی نخواهد بود؛ اما برای تجلی هر چه بیشتر موفقیت در جامعه، "انتقاد" باید در ذهن افراد جا بیفتد، در روح آنها سیلان پذیرد و به عنوان پاره ای تفکیک ناپذیر از بدنه ی فرهنگی جامعه درآید.
بحث توانایی یا ناتوانی یک انسان به هنگام تقابل با شایستگی های فردی مطرح می گردد و میدان این مقابله ظرفیت "انتقاد پذیری" اوست. برای درک صحیح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستری مناسب است که اگر این فضای مناسب پدید آید، شخص آسانتر می تواند روند تکاملی خود را طی نماید و از این بابت باید از منتقد تشکر و قدردانی نیز بعمل آورد. اگر بتوانید یک چنین تحولی را در سیر اندیشه های خود ایجاد کنید، آنگاه در زندگی فردی و شغلی خود به موفقیت های چشمگیری دست پیدا خواهید کرد.
تحقیقات و تفصیل های گسترده در حیطه ی روانشناسی حاکی از این مطلب است که افراد زبده در هر رشته ای یاد گرفته اند که به انتقادات با دیدی متفاوت از آنچه افراد معمولی دارند، نگاه کنند. 
این افراد انتقاد را به مثابه یک بازخوراند ارزشمند می پندارند و از آن به عنوان فرصتی کم نظیر برای پیشرفت و ترقی استفاده می کنند. تنها دغدغه ذهنی آنها، هدفمند و نظامند کردن اموری است که در دست اجرا دارند و نه تنها هیچ گاه با بدفهمی یا دانش ناکافی با انتقادها برخورد نمی کنند، بلکه نرمش خاصی نیز از خود نشان می دهند.
افراد حرفه ای به جای اینکه از انتقاد فرار کنند به آن خوش آمد می گویند. حتی می توان گفت به دنبال مشاوران و مستشارانی هستند که پیوسته پیشنهاد کننده ی انتقادات سازنده و گاه دردناک نیز باشند. آنها سپس از این نظرها به عنوان رهنمونی برای پیشرفت مداوم بهره می جویند.

یكی از رموز موفقیت های فردی و اجتماعی انسان داشتن ظرفیت انتقاد پذیری است  ،انتقادپذیری و  نرنجیدن از انتقاد نشانه رشد روحی، معنوی واخلاقی است و هركس خدای حكیم خیر او را بخواهد انتقادپذیر می گردد.

هر انسانی نیازمند خیرخواهی نصیحت و انتقاد دیگران است . ارتباطات و تعاملات انسانها باید براساس نصیحت و خیرخواهی برای یكدیگر استوار گردد. اشتباه وگناه در گفتار و رفتار هر انسانی راه پیدا می كند بنابر این انتقادگری و انتقادپذیری از احتیاجات انسانها برای اصلاح گفتار و رفتار در راه رشد وتکامل  است.

امام هادی علیه السلام فرموده اند : عتاب و انتقاد كلید گفتگو است و عتاب بهتر از كینه بردل گرفتن است.

 گرچه عتاب و سرزنش و ملامت باعث گفتگو و بگومگو و جدال است اما بهتر از نگفتن و به دل بردن و كینه ورزی است . بنابر این نباید از عتاب و سرزنش بجا و مناسب روی برگرداند و آن رابه دل برد زیرا به حقد و كینه و عقده های متراكم تبدیل می گردد و سرانجام به انفجار می رسد.

امام جواد علیه السلام فرموده اند :. مومن نیازمند سه خصلت است : توفیق الهی و واعظ درونی و قبول و پذیرش سخن از كسی كه او را نصیحت می نماید. براساس این حدیث شریف هر انسانی محتاج نصیحت پذیری است . انتقادپذیری مومنان سفارش بزرگان دین و مذهب است . هیچ كس نباید خود را از نصیحت و انتقاد بی نیاز بداند. زیرا انتقادپذیری از نیازهای اساسی هر انسانی در راه كمال است . نصیحت پذیری عیب شناسی و نشاط و پویایی در جهت رفع عیب ها است و آثار سازنده و سودمند زیادی دارد. پذیرش و هضم انتقاد کار دشواریست، حتی اگر منتقد در نهایت حسن نیت و درستی به اظهار نظر بپردازد. قبول کردن حرف های کسی که اشتباهاتتان را به شما گوشزد می کند امر خوشایندی نخواهد بود؛ اما برای تجلی هر چه بیشتر موفقیت در جامعه، "انتقاد" باید در ذهن افراد جا بیفتد، در روح آنها سیلان پذیرد و به عنوان پاره ای تفکیک ناپذیر از بدنه ی فرهنگی جامعه درآید.
بحث توانایی یا ناتوانی یک انسان به هنگام تقابل با شایستگی های فردی مطرح می گردد و میدان این مقابله ظرفیت "انتقاد پذیری" اوست. برای درک صحیح انتقادات، فرد ملزم به فراهم نمودن بستری مناسب است که اگر این فضای مناسب پدید آید، شخص آسانتر می تواند روند تکاملی خود را طی نماید و از این بابت باید از منتقد تشکر و قدردانی نیز بعمل آورد. اگر بتوان یک چنین تحولی را در سیر اندیشه های خود ایجاد کرد، آنگاه در زندگی فردی و شغلی خود به موفقیت های چشمگیری دست پیدا خواهد کرد.


تحقیقات و تفصیل های گسترده در حیطه ی روانشناسی حاکی از این مطلب است که افراد زبده در هر رشته ای یاد گرفته اند که به انتقادات با دیدی متفاوت از آنچه افراد معمولی دارند، نگاه کنند. 
این افراد انتقاد را به مثابه یک بازخوراند ارزشمند می پندارند و از آن به عنوان فرصتی کم نظیر برای پیشرفت و ترقی استفاده می کنند. تنها دغدغه ذهنی آنها، هدفمند و نظامند کردن اموری است که در دست اجرا دارند و نه تنها هیچ گاه با بدفهمی یا دانش ناکافی با انتقادها برخورد نمی کنند، بلکه نرمش خاصی نیز از خود نشان می دهند.
افراد حرفه ای به جای اینکه از انتقاد فرار کنند به آن خوش آمد می گویند. حتی می توان گفت به دنبال مشاوران و مستشارانی هستند که پیوسته پیشنهاد کننده ی انتقادات سازنده و گاه دردناک نیز باشند. آنها سپس از این نظرها به عنوان رهنمونی برای پیشرفت مداوم بهره می جویند

به این چند جمله دقت كنید، تا جایگاه نقد و ارزش نقدپذیرى‏روشن‏تر گردد:

«... نقد در هنر، مثل آینه جلوى اتومبیل است. راننده - هنرمند - باید به كمك‏آن مواظب پشت‏سرش باشد، ولى یكسره در آن نگاه نكند، چرا كه در این صورت، انحراف از جاده و خطر تصادف، در كمین است.»

«هنر، هواپیماست. هنرمند، خلبان آن و منتقدین، خدمه پرواز.»

«غرور، مثل سوراخ پنهان در بدنه كشتى، مامور غرق كردن تدریجى هنرمنداست.»

«شاعرى كه از منتقدین آثارش قهر كرده است، مثل هواپیمایى است كه‏ارتباطش با برج مراقبت قطع شده است.»

«وقتى لیاقت و جربزه شهید شدن در تو نباشد، شروع مى‏كنى به نقد و ارزیابى‏انگیزه شهدا!»

پس انتقاد لازم است و اگر بخواهیم انتقاد را تشبیه كنیم می توانیم بگوییم كسی كه از ما انتقاد می كند مانند آیینه است که معایب و ایرادهای  ما را نشان می دهد.

دلایل انتقاد گریزی

هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید ما دوست داریم باور کنیم هر کاری که می کنیم درست است حتی اگر خلاف آن انجام شده باشد وقتی ما اشتباهی را انجام می دهیم آن را توجیه می کنیم تا کسی متوجه نشود اما دیگران متوجه می شوند و گاهی این اشتباها ت را گوشزد می کنند دلایل این مساله را در موارد زیر می توان جستجو کرد.

1- تجربه كودكی

واكنش ما به انتقاد بستگی به تجربه ای دارد كه درگذشته نزدیك یا بسیاردور(به طورمثال درزمان كودكی) كسب كرده ایم. تجربه كودكی ماازانتقاد وطریقه رفتاروالدین با ما نقشی بسیارمهم دربرخوردمان با انتقاددربزرگسالی دارد. براثربینشی كه ماازگذشته داریم اكنون دربرابرانتقادی كه ازما می شود، واكنش نشان می دهیم ویا انتقاد متقابل می كنیم. چراافراد دربرابرانتقاد معمولا واكنش غیرمعمول نشان می دهند؟

چرا افراد حتی دربرابرانتقادهایی كه گاهی خودشان برآنها واقف هستند، عكس العمل منفی یا نا مناسب نشان می دهند؟ برای چند لحظه، فكركنید وتجاربی كه ازانتقادهای گذشته درذهنتان برجای مانده است، به خصوص آنهایی كه به دوران كودكی شما مربوط می شود، مروركنید. ببینید آن را با كدام یك ازاین موارد مترادف می بینید، چون ازتاریكی می ترسیدید وحاضرنشدید درتاریكی ظاهرشوید، بچه ترسووبزدل لقب گرفتید؛ وقتی كاری را به خوبی انجام ندادید، دست وپاچلفتی خطاب شدید؛ برای آنكه لباستان را كثیف كردید به سختی سرزنش شدید؛ وهزاران مثال دیگر.

2- بر چسب زدنها

یكی ازعناصراصلی وهمگانی انتقاد ،القاب وبر چسب ها  است. كمترپدروماردی به این اصل مهم توجه می كنند كه آنها باید ازرفتارفرزندشان انتقاد كنند. ولی شخصت او رازیرسوال نبرند. بنابراین، خاطره هایی كه ازانتقادهای گذشته به یاد داریم ودرذهن ما باقی مانده است، عناوین ناخوشایند ی است كه به ما لقب داده اند. تومایه دردسرهستی، توآدم حقه بازی هستی، توهیچ وقت به پای خواهرت نمی رسی، توبه جایی نخواهی رسید وغیره . جمله هایی ازاین قبیل بدین معنا نیست كه شما كاراشتباهی انجام داده ویا حرف ناپسندی زده اید، بلكه این باور را القا می كند كه شما نادان، احمق وبد هستید.

3- احساس طردشدگی

 آنچه ما را  نسبت به انتقاد حساس كرده ومی كند، احساس طردشدگی است. وقتی كسی ازماانتقاد می كند،آن رابرخوردی دوستانه كه هدفش منافع ماست؛ به شمارنمی آوریم؛ بلكه به حساب مخالفت شخص، تنبیه، بی محبتی وگاهی نفی كردن كامل خود می گذاریم. ما تقریبا حق داریم كه انتقاد راامری منفی وغیردوستانه تلقی كنیم.

تجارب كودكی همواره به ما آموخته اند كه انتقاد راطرد شدن تلقی كنیم واین باوربا حوادثی كه پس ازآن درزندگی ما رخ داده، تقویت شده است. ما آموخته ایم به منتقدان خود شك كنیم. همیشه جمله ای راپیش بینی می كنیم. همیشه تصورمی كنیم، باید دربرابرانتقاد كننده ازخود دفاع كنیم. ازاین رو، همین كه احساس می كنیم كسی ازما انتقاد دارد، حالت تدافعی به خود می گیریم. گاهی براین گمانیم كه ممكن است طرف مقابل قصد برتری طلبی داشته باشد وبخواهد برتری خودرابه نحوی به ما ثابت كند. بنابراین، چنین می نماید كه با قبول انتقاد آنان ما(( بازنده)) وآنها (( برنده)) خواهند شد. به همین دلیل است كه انتقاد، همچون زمین مین گذاری شده محیطی حساس واحتیاط آمیزاست.

4- خودخواهی   

 ‏از جمله دلایل انتقاد گریزی  اعتقاد به درستی افکار و اندیشه خود و نادرستی افکار دیگران است.

انسان گاهى به خاطر «حب نفس‏»، یا عیوب خود را نمى‏بیند ونمى‏فهمد، یا حاضر نیست‏خود را داراى عیب و نقص بداند، از این رو، نقد و تذكر دیگران را هم بر غرض‏ورزى و دشمنى حمل مى‏كند.

5-  احساس ضعف

  تا زمانی كه انسان  در حال ضعف باشد وقتی  كسی كه از او انتقاد كند ، نمی تواند تحمل كند  زیرا کسی كه ضعیف باشد ،انتقاد كننده را دشمن خود می پندارد.

6- پایین بودن اعتماد به نفس

 افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند از انتقاد فرار می كنند،‌از كوره درمی روند ،‌پرخاش می کنندوناسزا می گویند کسی كه اعتماد به نفس بالا دارد از انتقاد نمی ترسد وبر عکس کسی كه اعتماد به نفس پایینی دارد ازانتقاد می ترسد واز ترس واقعیت های اطراف خود(از جمله همین انتقاد) را بیش از حد بزرگ می کند.

7-  شك و تردید در حسن‏نیت انتقاد کننده

  گاهى ممكن است در حسن‏نیت و خیرخواهى و نظر دوستانه‏كسى شك و تردید داشته باشیم و در نتیجه به آنچه كه نقد مى‏كند، توجهى نكنیم.

8-  تكبر

  تكبر و خودخواهى، جلوه‏هاى گوناگون دارد. یكى هم غرور درمقابل «نقد» است. از آن طرف، «نقدناپذیرى‏»، نشانه نوعى‏غرور و تكبر و عامل در جا زدن در ورطه بدیها و كاستیهاست. گاهى‏ناب‏ترین موعظه‏ها و تذكرها هم، وقتى به دلهاى داراى كبر مى‏رسد، با«عدم پذیرش‏» مواجه مى‏گردد و انسان را محروم مى‏سازد. به تعبیرزیباى امیرالمؤمنین علیه السلام:

میان شما و پند، حجاب و پرده‏اى از غرور افكنده شده است.

آینه چون عیب تو بنمود راست *** خود شكن، آیینه شكستن خطاست.

 

 راهکار های افزایش روحیه انتقادپذیری:

1- هرگز مقابل به مثل نکنیم

گرچه ممكن است تذكر و انتقاد ، در ذائقه ما تلخ آید، ولى‏تلخى نقد و تذكر، به مراتب سودمندتر از شیرینى چاپلوسى و نیرنگ وفریب است. انتقاد ناراحت کننده است اگر سه نکته را به خاطر داشته باشیم از تلخی انتقاد کاسته می شود. الف- هرگز مقابل به مثل نکنیم این فقط ضعف اعتماد به نفس مارا نشان می دهد و در ضمن طغیان های احساسی بندرت مشکلی را حل می کند وبلکه وضع را بدتر می کند.ب- اگر انتقاد را بیش از یک بار شنیدید حتماً آن را جدی بگیرید. ج- منافع انتقاد را در نظر بگیرید آیا شخصی که از شما انتقاد کرده به دنبال چیز دیگری است.

از امام باقر علیه السلام روایت است:از كسى پیروى كن كه از روى خیرخواهى و نصیحت، تو رامى‏گریاند، ولى پیرو كسى مباش كه تو را مى‏خنداند، در حالى كه نسبت‏به تو فریبكارى مى‏كند!

 2- به انتقاد گوش دهیم وآن راسبك سنگین كنیم. هیچ لزومی ندارد زود به دست وپا بیفتیم وناامیدانه بكوشیم ازخود آدمی جدید وبی نقص بسازیم. ازطرفی نیازی هم به این نیست كه نصایح دیگران را به كلی نشنیده بگیریم. ما می توانیم ازدیدگاه ها ی اطرافیان، صرفنظرازرابطه ای كه با آنان داریم، چیزهای زیادی بیاموزیم.

3- شخصیت ما زیر سوال نرفته است

 به جای احساس درماندگی این واقعیت را قبول كنیم كه عیب ونقصی درذات ما وجود ندارد وتنها رفتاری ازما دچارعیب وكاستی است، احساس قدرت می كنیم وانگیزه تغییرسازنده درما افزایش می یابد. انتقاد اگرصریح وروشن باشد، بی شك به تجربه ای قدرت بخش وغنی بدل می شود. واقعیت این است، اگرچه امكان دارد ما تا كنون این موضوع راكشف نكرده باشیم، انتقاد می تواند درنوع خود موهبتی باشد. ما ناگزیربه درك این واقعیت هستیم كه انتقاد الزاما نشانه آن نیست كه دیگری برای ما اهمیتی قایل نیست. بلكه، امكان دارد ناشی ازاحترام یا حس عطوفت یا تمایل طرف مقابل به برقراری ارتباط باما وناشی ازاشتیاق اوبه بهبود رابطه وتفهیم وتفاهم عمیق ترباشد. ما می توانیم انتقاد را نشانه احترام محبت آمیزفرد دیگری به خودمان درقالب شخصیتی كه درحال حاضرهستیم، تلقی كنیم وسپس واكنش مناسب ومنطقی به انتقاد های طرف مقابل  نشان دهیم.

4- از انتقاد تصویر مثبتی داشته باشیم

بکوشیم از انتقاد تصویر مثبتی داشته باشیم همه ما نقاط آسیب پذیری داریم. بعضی ازكلمات یا عبارت ها آن قدرحساس هستند كه فقط اشاره به آن ممكن است، ما راازدرون متلاشی كند. كلماتی كه موجب رنجش یا احساس شكست یا خشم شدید ما می شود. این كلمات ممكن است اشاره ای به ظاهر، كلیات وجودی، رنگ ، وزن، طرزلباس پوشیدن، اندازه قد، لهجه ویا اشارتی به تاریخچه گذشته ( تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی وغیره) ما باشد. امكان دارد اشاره اطرافیان به كفایت ما درزمینه ای خاص مثلا درقالب یك مادر، آشپز، دوست، روشنفكر، راننده وغیره باشد. یا ممكن است كلمه ای خاص نظیر، خودخواه، مایه درد سر، احمق، پرخاشگر، خسیس، سختگیرباشد. كلمه یا عبارت هرچند باشد تاثیرش راروی ما برجای می گذارد. امكان دارد این كلمات تاثیری روی دیگران نداشته باشد. اصلا ممكن است حرف های گفته شده بی معنی باشد ولی برداشتی كه ما ازآن می كنید، روی ما تاثیرمنفی بگذارد. یكی ازراه هایی كه با توسل به آن می توانیم با قاطعیت با این نوع حرف ها برخورد كنیم. این است كه بكوشیم ازحساسیت آنها بكاهیم.

 5- با حسن نیت جنبه منفی انتقاد را پذیرا باشیم

 برخورد با انتقاد، به این مهارت نیازدارد كه با حسن نیت جنبه منفی انتقاد را پذیرا باشیم. این امرسبب می شود، با انتقاد خصمانه یعنی، انتقادی كه بدعنوان شده وهم با انتقاد سازنده یعنی، انتقادی كه فرد علاقمند به ما مطرح می كند، برخوردی سالم داشته باشیم  یعنی اینكه یاد بگیریم، ( چگونه انتقادی را بپذیریم وبه طرف مقابل حق دهیم))؛ لزومی ندارد خودرا دربرابرمخاطبمان به باد سرزنش ولعن ونفرین بگیریم. كافی است كه صرفا واقعیت موجود درگفتاروی را بپذیریم. دراین صورت، هم حالت دفاعی كمتری به خود می گیرد وهم خودمان راقبول داریم وازخود متنفرنمی شویم. برای نمونه بگوییم: (( بله، قبول دارم، من با بی نظمی آن كارراانجام دادم.))

 6- طرز برخورد منطقی باشد

 دربعضی مواقع، ممكن است با انتقادهایی مواجه شویم كه به نظرمان غیراصولی است ویا اینكه خود مان ازقبل قصد برطرف كردن آن راداشته ایم. دراین گونه مواقع، طرز برخوردما، كه باید منطقی باشد، بسیارمهم است. اگركسی ازما انتقادی كرد، كه ما خودمان هم ازآن خبرداشتیم ودرصدد رفع آن بودیم، می توانیم بگوییم: (( بله، من خیلی پرخاشگرهستم، گاهی برایم مشكل است با قاطعیت عمل كنم. اما سعی دارم روی خودم كاركنم.)) ما احتمالا تا كنون به این موضوع پی برده ایم كه كنارآمدن با بعضی ازجنبه های وجودی مشكل ترازبعضی دیگراست وجنبه هایی وجود دارد كه ما ترجیح می دهیم، هیچ وقت آنها را نبینیم. اینها همان حیطه هایی هستند كه می توان نام آن را، دگمه های متلاشی كننده، گذاشت.

7- خودرا توانمند نماییم

تا زمانی كه در حال ضعف باشیم وقتی از ما انتقاد می شود ، نمی توانیم تحمل كنیم تنها راه این است كه در موضع قدرت باشیم. یعنی امتیازی نسبت به دیگران داشته باشیم. اگر كسی از ما انتقاد كرد سریع از آن دشمن نسازیم، زیرا کسی كه ضعیف است  وقتی از او انتقاد شود شخص انتقاد كننده را دشمن خود می پندارد. یكی از راههای انتقادپذیری این است كه شما از لحاظ توانایی دارای اقتدار وتوانمندی باشیم، در این صورت است که می توانید تحمل كنیم.

 8- خونسردی خود را حفظ کنیم

 هنگامی که کسی از ما انتقاد کرد به جای اینکه  از اوعصبانی شویم ،خونسردی خود را حفظ کنیم به جای اینکه نفسمان به شمارش بیافتد نفس عمیق بکشیم ، به جای اینکه چهره درهم برود لبخند بزنیم ، به جای اینکه از کوره در برویم و سرخ و سفید شویم سعی کنیم براعصاب خود مسلط باشیم.

 9- از منتقد خود تشکر کنیم

 با خونسردی به حرف های طرف مقابل خود گوش دهید و اگر انتقاد صحیح بود از او تشکر کرده و اگر نه با او صحبت کرده تا قانع شود.این وظیفه منتقد بوده که اشتباهات مارا می بیند و به ما کمک کند که در آینده این کارها را تکرارنکنیم.


برچسب‌ها: روحیه, انتقاد پذیری, تحمل افکار دیگران, ضرورت انتقاد پذیری, راهکارهای انتقاد پذیری
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:45
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها